نوع مدرک: | برنامهها و فایلهای کامپیوتری |
سرشناسه | قربانی ، رامین، نویسنده |
عنوان : | بررسی نقش شهرهای کوچک و میانی در فرآیند توسعه منطقه ای استان کردستان [پایاننامه کارشناسیارشد] |
تکرار نام مولف : | پدیدآور: رامین قربانی استاد راهنما: احمد پوراحمد استاد مشاور: حسین حاتمی نژاد |
ناشر: | تهران [ایران] : دانشگاه تربیت معلم - تهران، دانشکده جغرافیا |
سال نشر : | 1396 |
یادداشت | رشته: جغرافیا - برنامهریزی آمایش سرزمین |
شناسه افزوده : | پوراحمد ، احمد، استاد راهنما حاتمی نژاد ، حسین، استاد مشاور |
توصیفگرها | شهر کوچک و میانی ، استان کردستان ، Small and medium city, Kurdistan province |
چکیده : | با آنکه بیش از نیم قرن از گسترش ایده نقش شهرهای کوچک و میانی در ادبیات برنامهریزی و توسعه منطقهای در جهان میگذرد ـ و با وجود برخی پشتوانههای تئوریک داخلی، از زمان مطرح شدن این تفکر در قالب برنامه آمایش سرزمین (دهه 1350) و بعدها در طرح کالبد ملی ـ منطقهای (دهه 1370)، همچنان که انتظار میرفت، نقش و اهمیت این گونه شهرها در مکانیسم توسعه منطقهای ـ به دلیل فقدان ساختارهای تصمیمگیری و برنامهریزی در وزارتخانهها و سازمانهای متولی، عملا مورد توجه قرار نگرفته است. از دیگر سو، علیرغم وجود پژوهشهای تجربی و مطالعات صورت گرفته (به ویژه از دهه 1380 به بعد)، بسیاری از شیوههای ارزیابی موضوع به علت محدودیت، فقدان نوآوری و روششناسی کاربردی در بررسی مسئله، عملا نوعی چرخه کلیشهای (نتیجهگیری و تعمیم همسان) را پیرامون شهرهای کوچک و میانی مطرح میکنند. بدیهی است فارغ از پژوهشهای کاربردی صورت گرفته در این حوزه، آنچه که مهمتر به نظر میرسد، لزوم یک پژوهش نظری و منسجم در رابطه با بومیسازی مسئلهشناسی و جستارهایی پیرامون اقتصاد سیاسی، جهانی شدن و ساختار اقتصادی نواحی و نقش دولت است به این امید که بتوان چنین مسائلی را در حوزه سیاستگذاری مسائل شهری ـ منطقهای کالبد شکافی و گنجاند. آنچه که در این پژوهش در قالب پایاننامه مطرح میگردد، بررسی فرآیندی موضوع مورد بحث در قلمرو مکانی و زمانی استان کردستان طی 8 دوره سرشماری (1335 ـ 1395) 6 دهه است. با توجه به ماهیت موضوع؛ نوع پژوهش از نظری هدف کاربردی و به لحاظ روششناسی توصیفی ـ تحلیلی است. در انجام این پایاننامه دو نوآوری در حیطه روششناسی موضوع و تحلیل نتایج صورت گرفته است. در بخش نخست؛ پس از بررسیهای صورت گرفته پیرامون نظام و شبکه شهری استان و به ویژه شهرهای کوچک و میانی پس از استفاده از تکنیکهای کلاسیک از قبیل میزان نخست شهری، میزان تمرکز و توزیع متعادل و به تبعیت از سیمای کل سرزمین ـ نتایج، بیانگر افزایش کمی تعداد شهرها (10 برابر شدن تعداد شهرها در طول دوره)، گسیختگی در مراتب پایین و بالادست شهری، جذب سریع جمعیت در ردههای جمعیتی شهر متوسط کوچک و میانی سقز و سنندج و به ویژه بزرگسری شهری و رشد خارج از قاعده شهر نخست استان (سنندج) بوده است. علی رغم موارد مذکور؛ چند نکته قابل تأمل است: 1. استخوانبندی شبکه شهری استان را شهرهای بالای 30 هزار نفر تشکیل میدهند؛ 2. شبکه شهری استان کردستان بر اساس تمامی مدلهای کلاسیک، علیرغم ناموزونیهای فراوان به سوی تعادل نسبی گرایش دارد و با یک شبکه شهری نیمه متعادل روبهرو هستیم. در بخش دوم پژوهش به منظور درک عینیتر مسئله و ساختارشکنی در رابطه با برخورد با موضوع، از دو تکنیک ـ سیستم استنباط فازی (Fuzzy Inference System) و متاسوات (Meta-SWOT analysis) استفاده شد. در روش نخست؛ اطلاعات و آمار 12 شاخص و نماگر مورد بررسی توسعهمنطقهای طی دو دوره مشخص سرشماری 1385 ـ 1395 (کشاورزی، اشتغال، صنعت، خدمات، تسهیلات شهری، زیرساخت، فرهنگ، ارتباطات، خدمات اجتماعی، دامداری، بهداشت و درمان و آموزش) تعیین و پردازش و در فرآیند مدل به تفصیل به کار گرفته شدند. نتایج گویای این واقعیت است که تغیر چندان محسوسی در نقش شهرهای کوچک و میانی کوچک (مراتب پایین دست) در اثرگذاری فرآیند توسعه منطقهای صورت نگرفته و بعضا با کاهش قدرت (توسعه: اقتصادی، زیر بنایی، اجتماعی و فرهنگی) و مرتبه این گروه شهرها (دهگلان، دیواندره و کامیاران) مواجه بودهایم. آنچه که در تشدید عدم تعادل و نابرابری درونناحیهای اثرگذارتر بوده است، مثلث سه ضلعی سنندج، سقز و بیجار به عنوان قطبهای توسعه درون منطقهای بوده است. علیرغم برتری ناهمسان این مثلث و کارکرد ناحیهای غیر زایا مشاهده میشود که چندان نتوانستهاند در نشت فرآیند توسعه در حوزههای پیرامونی خود (شهرستان) اثرگذار باشند. در روش دوم نیز با تکیه بر مطالعات اسنادی و مرور طرحهای فردادست ملی و استانی؛ بیش از 85 مورد نقاط کلیدی چهارگانه تحلیل سوآت استخراج، کمیسازی و وزندهی شدند و به عنوان ورودی مدل متاسوات در فرآیند کار نرم افزار پردازش شدند. 15 هدف سازمانی بهمنظور توسعه منطقهای استان در بازه زمانی 4 ساله و در طی برنامه ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1399 ـ 1395) تعیین و به روش دلفی در اختیار صاحبنظران قرار گرفت. پس از طی مراحل و جمعبندی نهایی، نتایج گویای این واقعیت است که توسعه منطقهای استان متأثر از انگاره عاملی یکی بود، یکی نبود است. به عبارت کاملتر دلیل توسعهنیافتگی استان میتوانست همان دلیل توسعهیافتگی استان باشد (ضدیت در قانون دیالکتیک)؛ یعنی بنا بر نتایج بهدستآمده، 3 راهبرد توسعهای و 3 راهبرد ضد توسعه عبارتاند از 1. سرمایهگذاری دولتی، توجه سیاستگذاران، برنامهریزان و مسئولان (و یا فقدان آن)؛ 2. علاقهمندی بخش خصوصی به سرمایهگذاری در استان (و یا عدم علاقهمندی)؛ و 3. فقدان زیرساختهای توسعه در مقیاس کلان. در یک جمعبندی میتوان گفت سیاستگزاری مشخصی در قبال توسعه همهجانبه منطقهای و برنامهریزی شبکهای استعداد نواحی (شهرستانها) در استان کردستان وجود ندارد |
لینک فایل دیجیتالی : | https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/4672ed2b9f006b623c1758ea75a9874f |
لینک ثابت رکورد: | ../opac/index.php?lvl=record_display&id=15623 |
زبان مدرک : | فارسی |