در این پژوهش به نحوهی برساخت زنانگی، فاعلان زن و روابط اجتماعی در گفتمان حزب دمکرات کردستان ایران به عنوان یکی از نمایندگان ناسیونالیسم کردی میپردازم. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادیِ فرکلاف است. بر مبنای آن، برای انجام تحلیل در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، یکی از متون تولیدی توسط حزب دمکرات کردستان ایران را به شکلی هدفمند برگزیدهام. نتایج تحلیل نشان داد که زنانگی و روابط اجتماعی در سطح توصیف به شکلی متناقض برساخت میشود. زنانگی مدرن- سنتی، زنانگی مطلوب مولد و شکلی از روابط اقتدارآلود- برابریطلبانه، نوع روابط اجتماعی برساخت یافته در سطح توصیف متن است. در سطح تفسیر بافت موقعیتی، نحوهی برساخت روابط متناقض و در تفسیر بافت بینامتنی، با مفصلبندی گفتمانهای مدرن و سنتی در یک نظم گفتمانی، همین هویت متناقض مدرن- سنتی برساخت میشود. در بخش تبیین به ماهیت تعینبخش و تعینپذیر گفتمان حزب دمکرات کردستان ایران در سطح نهادی و اجتماعی پرداختهام. نتایج نهایی تحلیل نشان داد که اگر چه گفتمان حزبی در سطح نهادی و اجتماعی تا حدودی خلاقانه عمل کرده است، اما این خلاقیت محدود و در چهارچوب مرزهای تعیین شدهی حزبی وناسیونالیستی بوده است.