هدف از این پژوهش بررسی، شناخت و یافتن علل و عواملی است که بنحوی از انحاء با رکود یادیگری و کاهش میزان سواد آموخته شدهء نوسوادان در ارتباط است . از این رهگذر در مقام یافتن آنچه هستیم که باعث عدم ثبات در یادگیری افراد شرکتکننده در کلاسهای نهضت سوادآموزی میشود. این عمل چند مزیت در بردارد: اولا"اطلاع از چند وچون موقعیت آموزشی در کیفیت آموزش و هم چنین کیفیت نگهداری مطالب در ذهن سوادآموزان میتواند در جهت اصلاح روشها نحوه برخوردها و تهیه و تدارک محتوای متناسب به دستاندرکاران کمک نماید. ثانیا" : شناسایی و یافتن علل و عوامل دخیل در فراموشی میتواند در شناسایی کمبودها، ضعفها ونارساییهایی که ممکن است در خلال نظام آموزشی موجود باشد و هم چنین در شناسایی خطاها و اشتباهاتی که در جریان اجرای طرح روی داده است ، موثر واقع افتد. نهایتا" : اطلاع از کمیت و کیفیت عوامل موثر در فراموشی و رجعت به بیسوادی موجب توجه، رفع و حل این علل و اصلاح و تغییر در استراتژیهای قبلی در جریان آموزش و یادگیری شده و از تکرار اشتباهات و خطاهای گذشته جلوگیری خواهد کرد و دید روشنتری را جهت داشتن یک فعالیت آموزشی پویا و موثر به افراد میدهد تا با بصیرت و بینش کافی نسبت به مسایل مربوطه توجه شود